فروردین ماه :فروردین واژه ای پهلوی است و معنی آن این است که آن ماهی است که روییدن گیاهان در آن ماه است و این ماه برابر است با برج حمل که سراسر آن آفتاب دراین برج باشد
اردیبهشت ماه :اردیبهشت را بدین جهت به بهشت نام نهاده اند که در آن ، جهان همچون بهشت باشد از خرمی و سرسبزی و طراوت در زبان پهلوی و این ماهی است واقع در میانه بهار که آفتاب اندرین ماه در برج ثور باشد
خرداد ماه :به معنی ماهیست که دهنده خورش و خوراک است به مردمان و به ثمر رسیدن گندم و جو ومیوه در این ماه اتفاق می افتد و این ماه در برج جوزا باشد
تیر ماه :این ماه را بدان جهت تیر نامند که اندر آن جو وگندم و دیگر محصولها را قسمت کنند .در تیر ماه آفتاب از نهایت بلندی شروع به فرود آمدن کند و اندر این ماه آفتاب در برج سرطان باشد و اولین ماه از فصل تابستان باشد
مرداد ماه :یعنی ماهی که خاک محصول و داده های خود بدهد و میوه ها و محصولهای زمین پخته و رسیده گردند و هوا در این ماه غبارآلود باشد ومیانه تابستان است و بخشی از آن در برج اسد باشد
شهریور ماه :این ماه را از آن جهت شهریور نام نهادند که بهره و دخل یا سهم پادشاهان از محصول در آن تادیه شود ودر این ماه ادای خراج برای برزگران به صرفه و هنگام باشد آفتاب در این ماه دربرج سنبله بوده و آخر تابستان است
مهرماه :از این جهت این ماه را مهر نام نهادند که ماه مهربانی مردم نسبت به هم باشد و هر کس از نصیب و بهره کشت و زرع خویش به دیگران ببخشد و انفاق کند آفتاب در این ماه در برج میزان باشد و آغاز فصل پاییز محسوب می شود
آبان ماه : بدین جهت این ماه را آبان نام نهاده اند که مردم در این ماه به بزرگداشت آب پردازند آب به جهت باران و بارشهایی که اتفاق افتد زیادتی گیرندو مردم جهت کشت پاییزه این آب را میان خود سهم کنند در این ماه آفتاب در برج عقرب باشد
آذر ماه :به زبان پهلوی آذر آتش است در این ماه هوا رو به سردی رود و نیاز مردم به آتش بیش باشد و آذر ماه یعنی ماه آتش .دراین ماه آفتاب در برج قوس باشد
دی ماه :در زبان پهلوی دی به معنای دیو (نام خداوند است نه مجازا که برداشت شده یعنی دیو مشهور) است به این جهت این ماه را دی نامند که سخت سرد شود و زمین از طراوت و خرمی باز ماند و آفتاب در این ماه در برج جدی (بزغاله-بز) بود و دلو که آغاز زمستان است
بهمن ماه :یعنی این ماه به همان همانند بود به ماه دی شبیه بود که ماه دی در سردی هوا افسردگی زمین آغاز می شود و آفتاب اندر این ماه در برج زحل باشد و با جدی نیز پیوند دارد
اسفندارمذ ماه :بدان جهت این ماه را اسفندارمذ نامیده اند که اسفند به زبان پهلوی به معنی میوه استیعنی اندر این ماه شکوفه های گیاهان و میوه ها به روییدن و آماده شدن برای رستن آماده شوندو اندر این ماه آفتاب دربرج حوت باشد
روز اول هرمزد روز
روز دوم بهمن روز
روز سوم اردیبهشت روز
روز چهارم شهریور روز
روز پنجم اسفندارمذ روز
روز ششم خرداد روز
روز هفتم امرداد روز
روز هشتم دیبا روز (دی به آذر)
روز نهم آذر روز
روز دهم آبان روز
روز یازدهم خور روز (خورشید روز)
روز دوازدهم ماه روز
روز سیزدهم تیر روز
روز چهاردهم گوش روز(یا جوش روز)
روز پانزدهم دی به مهر روز
روز شانزدهم مهر روز
روز هفدهم سروش روز
روز هجدهم رَش روز (یا رشن روز)
روز نوزدهم فروردین روز
روز بیستم بهرام روز
روز بیست و یکم رام روز
روز بیست و دوم باد روز
روز بیست و سوم دی به دین روز
روز بیست و چهارم دین روز
روز بیست و پنجم اَرد روز
روز بیست و ششم اَشتاد روز
روز بیست و هفتم آسمان روز
روز بیست و هشتم زامیاد روز
روز بیست و نهم مهراسفند روز
روز سی ام اَنیران روز
منبع : کتاب گاه شماری و جشنهای ایران باستان
بوی باران،بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش بحال روزگار
خوش بحال چشمهها و دشتها
خوش بحال دانهها و سبزهها
خوش بحال غنچههای نيمهباز
خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش بحال جام لبريز از شراب
خوش بحال آفتاب
ای دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمیپوشی بکام
باده رنگين نمیبينی به جام
نقل وسبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می که میبايد تهی است؛
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ