تبليغاتX
خود را بشناس!!!
دل و فکر میگویندو قلم می نویسد
دفتر تلفن



دفتر قبلی خیلی کثیف شده بود. روی خیلی از اسمها خط کشیده بود. از وقتی هم عینکش زیر پایش مانده بود و شیشه‌اش خورد شده بود، هر وقت می‌خواست شماره‌ای را که شماره‌های بالا و پایینش را خط خطی کرده بود؛ پیدا کند، زاویه‌ی دید چشمانش بی‌اختیار به سمت نوک دماغش منحرف می‌شد و همانجا به هم گره می‌خورد. به خاطر همین مجبور شد یک دفتر تلفن نو بگیرد.



دفتر قدیمی را بالای دفتر جدید باز کرد و شروع کرد به نوشتن شماره‌ها در دفتر جدید. صفحه‌ی "الف" را باز کرد. در صفحه‌ی الف اسم قابل توجهی برای نوشتن پیدا نکرد. فقط تلفن آژانس محل را نوشت. باقی اسمهایی که بود را هر چه فکر کرد یادش نیامد کی بوده‌اند، چه نسبت یا آشنایی خاصی با آنها داشته و اصلا به چه علت اسمشان در دفترش هست! روی بعضی از اسمها را هم طوری خط کشیده بود که اصلا چیزی از آنها پیدا نبود!



ورق زد به صفحه‌ی "ب و پ". شماره تلفن بیمارستانی که باید ماهی یک بار برای میل زدن مجاری ادرارش به آنجا می‌رفت را نوشت. شماره بانک محل را هم نوشت. برای اطمینان از واریز حقوق بازنشستگی و سود پولش. بعد دو بار با دقت شماره‌ها را یکی یکی چک کرد که اشتباه ننوشته باشد.



صفحه‌ی بعد از "ب و پ" در دفتر تلفن قدیمی؛ صفحه‌ی "ج و چ" بود. صفحه‌ی "ت و ث" نداشت. یعنی داشت؛ ولی نبود. از حرصش آن صفحه را کنده بود. فامیلی زنش با حرف "ت" شروع می‌شد. برای همین بیشتر آنهایی که در این صفحه بودند اقوام همسرش بودند. فرقی هم نمی‌کرد نام خانوادگی‌شان چه بود. برای اینکه راحت باشد، همه‌شان را به فامیل زنش نوشته بود در صفحه "ت و ث".



از اینکه آن شماره‌ها را نابود کرده بود در دلش احساس پیروزی کرد. یاد خاطرات و روزهای سیاهی که با آنها بعد از مرگ زنش داشت - سر اینکه شام مراسم هفتش چه باشد- افتاد. سری تکان داد و زیر لب ناسزایی نثار همه‌شان کرد.



در صفحه‌ی "ج و چ" هیچ اسمی نبود. از سفید بودن صفحه‌ "ج و چ" احساس خوبی پیدا کرد. پاره‌اش کرد که اگر یک وقت کاغذ یادداشت لازم داشت، استفاده‌اش کند.

چشمش به صفحه‌ی "د و ذ" که خورد؛ احساس خوبش از سفید بودن ورق قبلی، رنگ تهوع به خودش گرفت. از هیچ صفحه‌ای به اندازه صفحه‌ی "د و ذ" نفرت نداشت. مجبور بود در این صفحه اسم زن صیغه‌‌ای و تنها پسر ناخواسته‌اش را بنویسد.


وقتی یادش می‌آمد؛ مجبور است ماهی دویست هزار تومان پول مفت بریزد توی حلق این زن و آن پسرک؛ خون جوشیده توی رگهای سرش، صورتش را سرخ می‌کرد. اوایل خیلی امیدوار بود این زنگوله‌ی پای تابوت هیچ شباهتی به خودش نداشته باشد؛ تا شاید بتواند از سر خودش بازش کند. اما از سیاهی بختش، پسرک هر چه بزرگ‌تر می‌شد؛ بیشتر شبیه خودش می‌شد.



مجبور شد این شماره را بنویسد. کافی بود یک هفته واریز پولش عقب بیافتد. سر هفته نشده با مامور پشت در خانه سبز می‌شد. روزگارش سیاه‌تر می‌شد، اگر یکی از فامیل زنش از جریان با خبر می‌شد!

"بعله... پس بگو چرا دلش نمی‌اومد چهارتومن پول خرج ختم دختر دسته‌ی گل ما بکنه! مرتیکه سوگلی داشته ما خبر نداشتیم ... تف تو ذاتش!"



ورق زد. به زحمت می‌شد تشخیص داد اسم اول در صفحه‌ی "ر ، ز ، ژ" اسم برادر کوچکترش است. از عمق فرو رفتگی نوک خودکار روی کاغذ، معلوم بود با غضب روی اسمش خط کشیده. آخرین بار سر ارث و میراث پدری درگیری سختی با هم داشتند. اسمش را ننوشت. رفت سراغ اسم بعدی؛ بعدی هم خواهرش بود. روی اسمش را خط نکشیده بود اما؛ شش ماه پیش که با هم تلفنی صحبت کرده بودند، احساس کرده بود دارد حرفهای برادر بزرگترش را می‌زند. پیش خودش گفت: "کور خوندی... فکر کرده من نمی‌فهمم با هم دست به یکی کردن خونمو از چنگم دربیارن!" اسم خواهرش را هم ننوشت.



به صفحه‌ی دوستانش رسید. "س و ش". اسم همه‌ی دوستان محل کارش را – به‌خاطر شین شرکت - در این صفحه نوشته بود؛ که راحت پیدایشان کند. از سالها قبل، هر هفته خانه‌ یکیشان جمع می‌شدند و به قول خودشان شب‌نشینی مجردی می‌گرفتند. البته الان مدتها از آخرین باری که دور هم جمع شده بودند ‌گذشته بود. چند نفرشان مرده بودند؛ برای همین اسمشان را خط زده بود، ولی چند اسم دیگر بود. دست به قلم شد که اسمشان را بنویسد، اما کمی فکر کرد " هر مهمانی هر چقدر هم ساده باز هم خرج دارد!" فکر کرد؛ اگر شماره‌شان را نداشته باشد، می‌تواند به بهانه‌ی اینکه شماره‌تان را نداشتم بهشان زنگ نزند. با بی‌اعتنایی ورق زد.



در صفحه‌ی بعد، از خط‌خوردگی روی اسم یاد همسایه‌ی روبرویی افتاد. از آخرین بار که با هم حرف زده بودند، یک سال می‌گذشت. بچه‌ی تخسشان توپش افتاده بود در حیاط خانه‌اش به خیال اینکه خیلی زرنگ است، مثل دزدها از دیوار خانه بالا آمده بود و به حیاط پریده بود. سر به زنگاه مچش را گرفته بود و یک پس‌گردنی نثارش کرده بود. و نتیجه‌‌اش این شد که تنها اسم صفحه‌ی " ص و ض" نیز خط خورد.


آدمیزاد وقتی پیر شد؛ نفس که می‌کشد خسته می‌شود. نگاه کرد دید هنوز هفت ورق دیگر مانده تا تمام شماره‌ها را پاکنویس کند. چشمش هم درد گرفته بود. ترجیح داد باقیش را بگذارد برای یک وقت دیگر. هر چند در باقی صفحات هم بیشتر شماره‌ها خط خورده بود.



×××



همسایه‌ها از بوی تعفنی که سرتاسر کوچه را گرفته بود شک کردند که اتفاقی برایش افتاده باشد. همسایه‌ی روبرویی از دیوار بالا رفته بود و دیده بود وسط اتاق، نزدیک دفتر تلفن، به صورت افتاده است. وقتی صورتش را برگردانده بود، دهان و چشمایش پر بود از کرم‌هایی که در هم وول می‌خوردند.


×××


بی سر و صدا خاکش کردند. هفتش که تمام شد، انگار سوت مسابقه را کشیده باشند. بین خانواده‌ی زن صیغه‌ای‌اش و خانواده‌ی زن اولش و برادر و خواهر کوچکترش دعوای مفصلی سر ارث و میراث بر پا شد.

دیگر هیچ کس به او فکر نمی‌کرد. فقط پسر همسایه از میان وسایل شخصی‌اش که بیرون گذاشته بودند تا ماشین شهرداری ببرد؛ عینکش را برداشته بود و چند روزی به چشمش می‌زد و ادایش را درمی‌آورد و بچه‌ها می‌خندیدند.



چند روز بعد، دیگر حتی کسی ادایش را هم درنیاورد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 12:45  توسط یکی مرد تنها نشسته در آن کنج دنج  | 
يك تاجر آمريكايي نزديك يك روستاي مكزيكي ايستاده بود در همان موقع يك قايق كوچك
ماهي گيري رد شد كه داخلش ماهيگيري بود با چند تا ماهي
از ماهي گير پرسيد : چقدر طول كشيد تا اين چند تا ماهي رو گرفتي ؟
ماهي گير : مدت خيلي كمي
تاجر : پس چرا بيشتر صبر نكردي تا بيشتر ماهي گيرت بياد ؟
ماهي گير : چون همين مقدار براي سير كردن خانواده ام كافي است
تاجر : اما بقيه وقتت را چه كار ميكني ؟
ماهي گير : تا دير وقت ميخوابم . يك كمي ماهي گيري ميكنم با بچه ها بازي ميكنم بعد ميرم توي دهكده و با دوستان شروع ميكنيم به گيتار زدن . خلاصه مشغوليم به اين نوع زندگي
تاجر : من تو هاروارد درس خوندم وميتونم كمك كنم تو بيشتر ماهي گيري كني اون وقت مي توني با پولش قايق بزگتري بخري وبا درآمدش چندتا قايق ديگر هم بعدا اضافه ميكني . اونوقت يه عالمه قايق براي ماهي گيري داري
ماهي گير : خوب بعدش چي ؟
تاجر : به جاي اينكه ماهي ها رو به واسطه بفروشي اونارو مستقيما به مشتري ميدي و براي خودت كار و بار درست ميكني و بعدش كارخونه راه ميندازي و به كارش نظارت ميكني .... اين دهكده كوچك رو ترك ميكني و ميري مكزيكوسيتي بعد از اونهم لوس آنجلس و بعدش هم نيويورگ... اونجاست كه دست به كارهاي مهمتري ميزني
ماهي گير؟ اين كارها چقدر طول ميكشه ؟
تاجر : 15 تا 20 سال
ماهي گير : اما بعدش چي آقا ؟
تاجر : بهترين قسمت همينه . در يك فرصت مناسب كه پيش آمد ميري و سهام شركت رو به قيمت خيلي بالا ميفروشي . اين كار ميليون ها دلار برات عايدي داره .
ماهي گير : ميليون ها دلار . خوب بعدش چي ؟
تاجر : اون وقت باز نشسته ميشي و ميري به يه دهكده ساحلي كوچيك... جايي كه ميتوني تا دير وقت بخوابي يه كم ماهي گيري كني با بچه هات بازي كني بري دهكده و با دوستات تا دير وقت گيتار بزني و خوش بگذروني
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 12:42  توسط یکی مرد تنها نشسته در آن کنج دنج  | 
1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

20

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 23:35  توسط یکی مرد تنها نشسته در آن کنج دنج  | 
قدرت اجرايی کنوانسيون طبق ماده 49 دوم سپتامبر 1990

مصوبه 20 نوامبر  1989

 

ترجمه: دکتر الف. آبشار

ديباچه

 بر اساس اصول پايه ای سازمان ملل متحد که از طرف تمامی نمايندگان جامعه بشری عضو آن پذيرفته شده است، احترام به ارزش ذاتی و برابری خدشه ناپذير حقوقی انسانها ترسيم گر آزادی، عدالت و صلح در جهان است.

ملتهای دنيا بر مبنای همين اعتقاد به مقام و منزلت انسانی، خواهان سعادت عموم بشری در قالب پيشرفتهای اجتماعی، بهبود وضعيت زندگی همراه آزاديهای هر چه بيشتر هستند.

با اعلام پذيرش اعلاميه جهانی حقوق بشر از سوی سازمان ملل متحد و تضمين بهره مندی تک تک افراد بشری از حقوق مندرج در آن بدور از وابستگيهای نژادی، جنسی، مذهبی، فرهنگی، سياسی، مالی، قومی و يا هرگونه تبعيض ديگری.

و با توجه به اينکه سازمان ملل متحد در اعلاميه جهانی حقوق بشر به رعايت حقوق ويژه ی کودکان و حمايت آنها تاکيد کرده است.

و با آگاهی به اينکه خانواده، واحد ساختاری جامعه و مکان رشد و پرورش تمام اعضای آن و به ويژه شکل دهنده ی شخصيت کودکان است.

و اينکه کودکان برای شکوفايی خود نيازمند داشتن خانواده ای هستند سرشار از محبت، عشق، تفاهم و احترام.

و با اين يادآوری که بايد کودک را برای فردای جامعه آماده و او را مطابق ايده آل های اعلام شده از طرف سازمان ملل يعنی آزاديخواه، باشخصيت، صلح جو با روحيه ای دارای تفاهم و همبستگی تربيت نمود و با توجه به ضرورت حمايت ويژه کودکان مطابق مصوبات بين‌المللی مختلف و از آن جمله:

قرارداد ژنو در سال 1924 ميلادی در باره حقوق کودکان، قرارداد رعايت حقوق کودکان از طرف مجمع عمومی سازمان ملل متحد در بيستم نوامبر 1959 ميلادی، اعلاميه ی جهانی حقوق بشر، پيمان بين المللی در باره حقوق سياسی و شهروندی (بخصوص در ماده 23 و 24 آن)، پيمان جهانی برای حقوق اجتماعی، سياسی و فرهنگی (بخصوص در ماده 40)، اسناد و اساسنامه های ديگر تشکل های بين المللی که بنفع کودکان فعاليت ميکنند.

و بدنبال آنچه در اسناد حقوق کودک ذکر شده است، مبنی بر اينکه: کودک بخاطر عدم بلوغ جسمی و روانی خود، نيازمند حمايت ويژه حقوقی قبل و بعد از تولد ميباشد.

و بر اساس مصوبات و قراردادهای مربوط به حمايت کودکان و بخشنامه های سازمان مل در باره تعيين حداقل سن و شرايط مجازات قانونی برای نوجوانان و حمايت از زنان و کودکان در زمان جنگ و درگيريهای مسلحانه.

و بر پايه اين واقعيت که در بسياری از کشورهای دنيا، کودکان در موقعيت بد و نابسامانی زندگی ميکنند و نياز به توجه فوری و ويژه دارند.

و با درک اهميت و ارزش همکاری های بين المللی برای بهبود شرايط زندگی کودکان در همه ی دنيا و بويژه در کشورهای در حال رشد.

پيمان نامه ای برای حفظ و رعايت حقوق کودکان جهان به قرار زير تصويب ميشود:

 

ماده 1 (تعريف)

مطابق اين پيمان نامه، يک کودک، انسانی است که سن هجده سالگی را هنوز تمام نکرده است مگر اينکه سن بلوغ از نظر حقوق جاری در کشورهای مربوطه زودتر تعيين شده باشد.

 

ماده 2 (ممنوعيت تبعيض)

1)  حکومتهای عضو اين پيمان، برای هر کودکی که در قلمرو آنهاست، بدون تبعيض و يا فرق گذاری و بدور از هرگونه وابستگی به نژاد، رنگ پوست، منشاء اجتماعی و قومی و يا ملی، ميزان دارايی، معلوليت، وضعيت سرپرست و يا والدين و هر موقعيت ديگری که کودک در آن است، اجرای حقوق مندرج در اين پيمان نامه را تضمين ميکنند.

2)  حکومتهای عضو اين پيمان، تمام اقدامات لازم را انجام ميدهند تا اين اطمينان کامل را بوجود آورند که هر کودکی از همه اشکال تبعيض و فرق گذاری در امان است و بخاطر ابراز عقيده و جهان بينی و فعاليت های والدين يا سرپرست يا اقوام خودش مجازات نمی شود.

 

ماده 3 (نفع کودک)

1)  درانجام هر اقدامی که به نوعی به کودک مربوط ميشود، چه در بخش عمومی، خصوصی، اداری، غير اداری و يا هر بخش ديگری، رعايت نفع و تامين سلامت کودک بر ساير مسائل تقدم دارد.

2)  حکومتهای عضو پيمان موظف اند با رعايت حقوق والدين و يا سرپرست، از کودکان حمايت نموده و اقدامات لازم حقوقی و قانونی را بعمل آورند.

3)  حکومتهای عضو پيمان، اطمينان ميدهند که ارگانها و نهادهای مسئول حمايت کودک، دارای استانداردهای تعيين شده مربوط به تعداد و تخصص نيروی شاغل و تکنيک موجود در موسسات هستند و به ويژه در زمينه ايمنی و بهداشت کنترل کافی وجود دارد.

 

ماده 4 (وظايف دولتها)

حکومتهای عضو پيمان، اقدامهای ضروری و مناسب قانونی، اداری و غيره را بعمل می آورند تا حقوق پذيرفته شده در اين عهدنامه را اجرا نمايند. حکومتها برای تحقق مفاد اين عهدنامه با توجه به حقوق و اوضاع اجتماعی، سياسی و فرهنگی، تا آخرين حد ممکن از تمامی منابع موجود ملی خود و در صورت نياز بين الملی استفاده ميکنند.

 

ماده 5 (حقوق والدين)

حکومتهای عضو اين پيمان به وظايف، حقوق و مسئوليتهای والدين و يا سرپرست قانونی کودک توجه لازم را می نمايند تا نسبت به کودک در رابطه با حقوق مندرج در اين پيمان نامه کوتاهی نشود.

 

ماده 6 (حق زندگی)

1)  هر کودکی حق زندگی دارد و اين حق مادرزادی اوست که از طرف همه حکومتهای عضو پيمان به رسميت شناخته ميشود.

2)  ادامه حيات و رشد کودک از طرف حکومتهای امضاکننده اين پيمان نامه بطور کامل تضمين ميشود.

 

ماده 7 (حقوق مربوط به تولد)

1)  هر کودکی از بدو تولد حق داشتن يک نام را دارد که بايد در دفاتر مربوطه ثبت شود. همچنين داشتن تابعيت حق اوست و در صورت امکان بايد والدين خود را شناخته و از سوی آنها نگهداری شود.

2)  حکومتهای عضو پيمان، حقوق عنوان شده در اين پيمان نامه را در رابطه با حقوق و قوانين داخلی خود و وظايف بين المللی، بخصوص در مورد کودک بدون تابعيت، تضمين نموده و اجرا می نمايند.

 

ماده 8 (حفظ هويت شخصی)

1)  حکومتهای عضو پيمان موظف هستند که حقوق کودک را رعايت کرده و هويت فردی، تابعيت، نام و روابط شناخته شده خانوادگی او را مطابق قانون حفظ نمايند.

2)  در صورتی که تمام يا بخشی از هويت شخصی بطور غيرقانونی خدشه دار شود، حکومتها سريعا درصدد ترميم اين خسارت برمی آيند.

 

ماده 9 (جدايی از پدر و مادر)

1)  حکومتهای امضاکننده اين پيمان نامه اطمينان ميدهند که يک کودک برخلاف ميل والدينش از آنها جدا نميشود مگر اينکه بر طبق قوانين موجود ثابت شود که آن جدايی به نفع کودک و لازم است. مثلا وقتی کودک مورد سوء استفاده قرار گرفته و جدای از هم زندگی کنند و تکليف اقامت کودک بايد روشن شود.

2)  در موقع اجرای بند يک اين ماده، بايد امکان شرکت همه ی افراد مربوطه در آن تصميم گيری را فراهم آورد.

3)  حکومتها توجه دارند که حق کودک مبنی بر تماس شخصی و مستقيم با پدر و مادر را در هنگامی که آنها از هم جدا شده اند، فراهم کنند مگر اينکه اين عمل با منافع کودک در تضاد باشد.

4)  هرگاه جدايی نتيجه اقدام حکومت باشد، مثلا زندان، تبعيد و يا مرگ يکی از والدين يا هر دو آنها و يا مرگ کودک (مرگ به هر علتی که باشد، تعيين کننده آن است که شخص در آن هنگام به نوعی در "اسارت" قانون بوده است)، حکومت امضاکننده اين پيمان نامه موظف است برپايه درخواست والدين يا کودک و يا سرپرست قانونی او، اطلاعات لازم را در مورد محل شخص غايب در اختيار اين افراد قرار دهد، مگراينکه اين عمل به نفع کودک نباشد و به او زيان برساند. حکومتها اطمينان ميدهند که افراد با تقاضای چنين درخواستی، از طرف حکومت در خطر قرار نمی گيرند.

 

ماده 10 (رساندن اعضای خانواده به هم)

1)  بدنبال ماده 9 بند 1 مندرج در اين پيمان نامه، هرگاه کودک يا والدين او درخواست خروج از کشور و يا ورود به کشور ديگری را برای پيوستن به اعضای خانواده خودشان دارند، ترتيب اين امر بطور انسانی و سريع از طرف حکومت داده ميشود و چنين درخواستی دارای هيچگونه خطری از سوی حکومت برای متقاضی و يا وابستگان او نيست.

2)  کودکی که والدين او در کشورهای متفاوت بسر ميبرند، حق دارد با هر دوی آنها بطور شخصی، منظم و مستقيم تماس داشته باشد، مگر در صورت وجود شرايط استثنايی مثلا بخاطر حفظ امنيت ملی يا نظم و اخلاق عمومی، لطمه به آزادی و حقوق ديگری و يا نقض حقوق مندرج در اين پيمان نامه.حکومتها بر پايه ماده 9 بند 1 اين پيمان نامه مکلف به رعايت حق کودک و والدين مبنی بر با هم بودن آنها هستند.

 

ماده 11 (کودک ربايی)

1) حکومتهای عضو پيمان، جهت مبارزه با انتقال و اقامت غيرقانونی کودکان به خارج از کشور، اقدام لازم را می نمايند.

2) حکومتها برای اين منظور، خواهان قبول توافق نامه های موجود از طرف يکديگر و يا تصويب توافق نامه های جديد دو يا چند جانبه هستند.

 

ماده 12 (آزادی عقيده)

1)  از سوی حکومتهای امضاکننده اين پيمان نامه، حق کودکی که که توانايی ساختن نظر شخصی خودش را دارد، به رسميت شناخته ميشود. کودک در تمامی امور مروط به خود، آزادی بيان و اظهار عقيده شخصی را که مطابق سن و رشد اوست، دارد.

2)  برای اين منظور، به کودک امکان داده ميشود که در دادگاهها و در تمام مراحل قانونی، مستقيم يا با کمک وکيل و يا نهاد مسوول و مناسب ديگر، مطابق قوانين موجود، محاکمه شود.

 

ماده 13 (آزادی آگهانش)

1)  کودک حق آزادی بيان دارد و اين حق در پيوند با آزادی آگهانش است که کودک بدون ترس از محدوديتهای حکومتی، دانستنيها و افکار متنوع خود را در قالب کلمات، دست نويس يا چاپ، کارهای هنری يا هر طريق و يا هر وسيله ی انتخابی ديگر، بيان کرده، دريافت نموده و يا به ديگران بدهد.

2)  اجرای اين حق ميتواند از طرف قوانين ديگری که لازم هستند، محدود شود:الف) بخاطر حفظ حقوق يا شهرت فردی ديگر.ب) بخاطر حفظ امنيت ملی، نظم عمومی، اخلاق و عفت عمومی و يا سلامتی جامعه.

 

ماده 14 (آزادی مذهب، وجدان و افکار)

1)  حکومتها به حق کودک برای آزادی افکار، وجدان و مذهب توجه ميکنند.

2)  حکومتها توجه به حقوق و وظايف والدين يا سرپرست کودک دارند که نقش راهنمايی خود را در رابطه با اجرای اين حق در مراحل مختلف سنی کودک، ايفا کنند.

3)  آزادی مذهب و جهان بينی تنها در شرايط قانونی تعيين شده قابل تحديد است که آنهم بخاطر حفظ امنيت ملی، نگهداری نظم اجتماعی، حفظ سلامتی و يا عفت عمومی و يا وقتی منافی حقوق اوليه و آزادی ديگری باشد.

 

ماده 15 (آزادی تشکيل انجمن و گروه)

1)  حکومتها حق کودک برای شرکت در اجتماعات را به رسميت می شناسند.

2)  اجرای اين حق نبايد با امنيت ملی و نظم عمومی مبادرت داشته و منافی اخلاق عمومی و يا برخلاف حقوق اوليه و آزادی ديگری باشد.

 

ماده 16 (حفظ محدوده خصوصی)

1)  محدوده شخصی و خصوصی هيچ کودکی قابل تعرض نيست. اين محدوده که شامل همه جوانب مربوط به امور خانوادگی، مسکونی، حيثيتی و مکاتبات شخصی است، نبايد بطور عمد يا غيرقانونی آسيب ببيند.

2)  برخورداری از حمايت قانونی در مقابل چنين آسيب هايی، حق کودک است.

 

ماده 17 (استفاده از وسايل ارتباط گروهی)

حکومتها با آگاهی از نقش مهم وسايل ارتباط جمعی، خاطرنشان ميکنند که کودک بايد به همه منابع گوناگون ملی و بين المللی آگاهی رسانی، به ويژه آنهايی که برای سلامت جسمی- روانی او مفيدند، دسترسی يابد. برای اين منظور، حکومتهای عضو اين پيمان:

الف) وسايل ارتباط جمعی را تشويق ميکنند تا آگهانش، کاربرد اجتماعی- فرهنگی داشته و با محتوای ماده 29 همخوان باشد.

ب) خواهان همکاری بين المللی در زمينه توليد، مبادله و توزيع اين آگهانش با مراجعه به منابع رنگارنگ ملی و بين المللی هستند.

ج) توليد و پخش کتابهای کودکان را حمايت نموده و گسترش ميدهند.

د) وسايل ارتباط جمعی را تشويق ميکنند تا به نيازهای زبانی و گفتاری کودکی که از اقليتهای فرهنگی- قومی است، پاسخگو باشند.

ه) قوانينی را که حافظ کودک در مقابل آسيب های احتمالی ناشی از اين وسايل ارتباطی است، بررسی ميکنند بطوريکه ماده های 13 و 18 رعايت شوند.

 

ماده 18 (نگهداری کودک توسط والدين)

1)  حکومت ها تاکيد و تضمين ميکنند که پدر و مادر هردو با هم مسوول تربيت و رشد کودک هستند.

2)  حکومتهای عضو اين پيمان، جهت اجرای حقوق مندرج در اينجا، از والدين در انجام وظايف خود در رابطه با تربيت و رشد کودک، پشتيبانی ميکنند.

3)  حکومتها تمام اقدامهای لازم را انجام ميدهند تا برای نگهداری از کودکانی که والدين شاغل دارند، امکانات مناسب فراهم نمايند.

 

ماده 19 (حمايت کودکان در برابر سوء استفاده)

1)  حکومتها با تکيه بر تمام امکانات قانونی، اداری، اجتماعی و آموزشی، کودک را در مقابل هر شکل از رفتار سهل انگارانه با آنها، سوء استفاده جنسی و تجاوز جسمی يا روانی، حمايت ميکنند.

2)  اقدامات حمايتی حکومتها همراه اجرای روشها و برنامه های اجتماعی است که برای کشف و پيشگيری اين جرايم نسبت به کودک موثر باشند. همچنين درمان آسيب وارده برکودک و کمک به والدين و يا سرپرست در رابطه با سوء استفاده های ذکر شده در بند 1 اين ماده بر عهده ی حکومتها است.

 

ماده 20 (حمايت کودک در دوران جدايی از والدين)

1)  يک کودک که بطور موقت يا دايم از آغوش خانواده محروم شده و يا بدليل نفع خودش بايد خانواده را ترک کند، حق استفاده از کمکها و حمايت ويژه حکومتی را دارد.

2)  حکومتها برپايه حقوق جاری و قوانين داخلی خود، اشکال مختلف کمک به چنين کودکی را بکار ميگيرند.

3)  قبول کفالت و يا فرزندخواندگی کودک از طرف اشخاص دارای صلاحيت، شکلی از سرپرستی و مواظبت از کودک است. در اين رابطه بايد به ريشه ها و نيازهای فرهنگی، مذهبی و قومی کودک توجه کرده و تربيت و پرورش بدون انقطاع کودک را تامين نمود.

 

ماده21 (ضمانت های قانونی فرزندخواندگی)

آن دسته از حکومتهای عضو پيمان که سيستم کفالت و فرزندخواندگی را به رسميت شناخته يا مجاز می دانند، با اطمينان خاطرنشان ميکنند که در تمام اين مراحل، منافع کودک و آسايش او تامين ميشود.اين حکومتها:

الف) تضمين ميکنند که امور مربوط به فرزندخواندگی فقط از طرف مسئوولين و ارگانهای تعيين شده و مجاز صورت گرفته و در چهارچوب حقوق جاری و قوانين داخلی اجرا و کنترل ميشود.

ب) شکل بين المللی فرزندخواندگی را هم به رسميت شناخته و اين امکان را در اختيار کودکانی که داخل کشور از اين نظر تامين نيستند، می گذارند.

ج) تضمين ميدهند که کودک در صورت استفاده از امکان بين المللی فرزندخواندگی، همچنان تحت پوشش کامل حمايتهای حکومتی و ملی قرار دارد.

د) تمام اقدامهای مناسب را انجام ميدهند تا از سودجويی های مالی در رابطه با فرزندخواندگی بين المللی جلوگيری کنند.

ه) در اين چهارچوب، خواهان عقد قراردادهای دو يا چند جانبه با کشورهای ديگر هستند تا بتوانند از جريان مثبت و موفق فرزندخواندگی بين المللی اطمينان حاصل کنند.

 

ماده 22 (حقوق پناهنده)

1)  حکومتهای امضاکننده اين پيمان نامه، با انجام اقدامهای مناسب، حقوق کودکی را که از نظر قوانين داخلی و يا بين المللی پناهنده شناخته شده است، تضمين ميکنند. اين حقوق شامل کمکهای انسانی و در جهت احقاق همه حقوق مندرج در اين پيمان نامه و همينطور ديگر پيمان های منطقه ای و بين المللی است که بر پايه تامين حقوق بشر و حقوق کودک استوار هستند، صرف نظر از اينکه کودک تنها با والدين و يا همراه ديگری باشد.

2)  برای اين منظور، حکومتهای امضاکننده اين پيمان نامه، نهايت تلاش خود را ميکنند تا از طريق همکاری با سازمان ملل متحد و يا تشکيلات وابسته به آن و همچنين با کمک ديگر سازمانهای مسئوول منطقه ای و يا فرامنطقه ای که در زمينه حمايت کودک در ارتباط با سازمان ملل هستند، با تمام نيرو کودک پناهنده را نگهداری کرده و ياری رسانند تا والدين يا افراد فاميل خود را پيدا نموده و به آنها ملحق شود. در صورتيکه افراد مزبور پيدا نشوند، آن کودک مانند بقيه کودکان شامل قانون مربوطه به محروميت موقت يا دايم از آغوش خانواده ميشود. (ماده 20 بند 1)

 

ماده 23 (حقوق کودکان معلول)

1)  حکومتها اعلام ميدارند که اگر يک کودک دارای نقص بدنی يا عقلی است، بايد در عين معلوليت خودش، يک زندگی شايسته انسانی داشته باشد. زندگی که در آن، حيثيت او محفوظ باشد و شرکت فعال و مستقل او در زندگی جمعی تسهيل گردد.

2)  حکومتها اعلام ميکنند که کودک معلول، دارای حق حمايت ويژه حکومتی است و بايد تا حد ممکن، برای آن کودک و والدين و يا سرپرست او امکانات مناسب را فراهم نمود.

3)  با توجه به نيازهای اختصاصی کودک معلول، بايد حمايتهای مندرج در بند 2 اين ماده را در صورت امکان چنان سازمان داد که وضعيت مالی والدين و يا سرپرست در نظر گرفته شود و خدمات ارائه شده در جهت آموزش و پرورش و شکوفايی هر چه بيشتر کودک باشند.

4)  حکومتها، با تکيه بر همکاری بين المللی، خواهان تبادل نظرها و تجربه های مختلف اداری، فنی، پزشکی و تربيتی در زمينه کودکان معلول هستند تا به ويژه کشورهای در حال رشد با آشنايی با امکانات و پيشرفتهای لازم بتوانند به آن دسته از کودکان کمکها و خدمات مفيدتری را ارائه دهند.

 

ماده 24 (مراقبتهای بهداشتی)

1)  حکومتها، حق کودک برای داشتن سلامتی و استفاده از همه ی امکانات برای سلامت ماندن، بهبودی و درمان بيماری را به رسميت می شناسند و تضمين ميکنند که هيچ کودکی از اين حق محروم نخواهد ماند.

2)  حکومتها برای تامين اين حق کودک، اقدامهای مناسب را انجام ميدهند:الف) تعداد مرگ و مير نوزادان و کودکان را کاهش ميدهند.ب) خدمات درمانی سراسری برای کودکان را سازمان ميدهند و از تامين نيازهای اوليه بهداشتی، اطمينان حاصل ميکنند. حکومتها به سلامتی مادر قبل و بعد از زايمان توجه کرده و با بيماری ها و کمبود يا بدی تغذيه مبارزه ميکنند و در اين رابطه امکان تهيه مواد غذايی و آب آشاميدنی سالم را با رعايت حفظ محيط زيست، فراهم می نمايند.ج) به امر آموزش همه مردم و به ويژه کودکان و والدين توجه نموده و تلاش ميکنند تا اهالی اصول اوليه بهداشتی و بهزيستی را فرگيرند. آنها مثلا با فوايد از سينه شيردادن، بهداشت شخصی و تميز نگهداشتن محيط زيست و چگونگی پيشگيری از سوانح آشنا ميشوند و در عمل هم از پشتيبانی حکومتها برخوردارند.د) مراکز مشاوره برای والدين و روشنگری در زمينه تنظيم خانواده را سازماندهی ميکنند.

3) حکومتها جهت مبارزه با خرافات و عادتهايی که برای سلامتی کودک زيان بخش هستند، اقدامات لازم و مناسب را انجام ميدهند.

4) حکومتها خود را موظف می دانند که از همکاری های بين المللی پشتيبانی نموده و آن را تقويت نمايند تا مفاد اين ماده بدون کم و کاست جامه عمل بخود بپوشاند و در اين باره بايد به نيازهای کشورهای در حال رشد توجه ويژه نمود.

 

ماده 25 (کنترل و رسيدگی منظم به مکان نگهداری)

کودکی که از طرف مسوولين امر جهت نگهداری و پرستاری و يا درمان ناراحتی جسمی يا روانی بستری ميشود، از حق کنترل و رسيدگی منظم تمام امور به نفع خودش برخوردار است و اين حق از طرف حکومتهای عضو پيمان به رسميت شناخته ميشود.

 

ماده 26 (بيمه و خدمات اجتماعی)

1)  حکومتها حق کودک مبنی بر استفاده از خدمات و بيمه امور اجتماعی را به رسميت می شناسند و اقدامهای ضروری برای نيل به اين مقصود را در هماهنگی با حقوق جاری و قوانين داخلی انجام ميدهند.

2)  در ارائه اين خدمات و برای کمک به کودک، بايد شرايط عمومی و اقتصادی کودک و والدين يا سرپرست قانونی در نظر گرفته شود.

 

ماده 27 ( استاندارد و سطح زندگی)

1)  حکومت حق کودک را برای داشتن سطحی از زندگی که متناسب با موقعيت و رشد روحی، جسمی، قومی و اجتماعی اوست، به رسميت ميشناسد.

2)  تامين شرايط مطلوب برای کودک، در مرتبه نخست، وظيفه والدين و يا سرپرست اوست.

3)  حکومت ها بر پايه امکانات و قوانين داخلی خود، تلاش می کنند تا به والدين و يا سرپرست قانونی کودک کمک های لازم را نموده و در صورت نيازمندی، برای آنها خوراک، مسکن و تن پوش فراهم کنند.

4)  حکومت ها برای تامين خواست های مالی کودک در برابر والدين و يا سرپرست، چه در داخل و يا خارج از کشور، اقدامات مقتضی را انجام می دهند.

 

ماده 28 (حق آموزش و پرورش)

1)  حکومت ها حق آموزش و پرورش را برای کودک به رسميت می شناسند و بويژه برای تحقق آن:

الف) تحصيل دوره ابتدايی را برای همه اجباری و رايگان می کنند.

ب) مدارس گوناگون آموزشی و حرفه ای را بوجود می آورند و آنها را بطور ارزان يا رايگان در اختيار افراد کم درآمد قرار می دهند.

ج) امکان ورود به مدارس عالی را در دسترس همه گذاشته و از آن حمايت می کنند.

د) مشاوره شغلی و حرفه ای را برای همه کودکان ممکن و قابل دسترسی می نمايند.

ه) برای کاهش تعداد کودکانی که مدرسه را رها می کنند، تلاش نموده و اقدامات مناسب را برای حضور منظم کودکان در مدرسه انجام می دهند.

2) حکومت های عضو پيمان کوشش خود را می کنند تا روند آموزش و پرورش در مدارس درخور منزلت انسانی بوده و با محتوای اين عهدنامه هم خوان باشد.

3) حکومت ها از همکاری های بين المللی در امور آموزشی و پرورشی استقبال کرده و بخصوص هدف ريشه کنی بيسوادی و گسترش فن و دانش را دنبال می کنند و در اين مورد هم به نيازهای کشورهای در حال رشد بيشتر توجه می شود.

 

ماده 29 (اهداف تربيتی)

1)  حکومت های عضو پيمان تاييد می کنند که تربيت بايد:

الف) شخصيت، استعداد و توانايی های روانی و جسمی کودک را تقويت و شکوفا نمايد.

ب) احساس  احترام و توجه به حقوق بشر و آزادی های پايه ای مصوب سازمان ملل متحد را، در کودک پرورش دهد.

ج) نسبت به والدين، هويت فرهنگی و زبان و ارزش های ملی سرزمين پدری ايجاد علاقه و توجه نموده و احترام به فرهنگ ديگر سرزمين ها را تقويت کند.

د) کودک را برای زندگی در يک جامعه آزاد بر پايه تفاهم، صلح، تحمل دگرانديشان و ديگرباشان، تساوی حقوق زن و مرد و دوستی خلق ها و گروههای قومی يا ملی_ مذهبی، آماده کند.

ه) علاقه و توجه به کودک را نسبت به محيط زيست و طبيعت بيشتر کند.

2) اين ماده و ماده 28 اجازه ندارند چنان تفسير شوند که موجب اخلال يا خدشه در آزادی شخص حقيقی و يا شخص حقوقی ديگری شوند. در تاسيس مدارس آموزشی هم با توجه به رعايت بند 1، بايد حداقل استانداردهای تعيين شده حکومتی موجود باشند.

 

ماده 30 (حمايت از اقليت ها)

کودکان متعلق به اقليت های مذهبی، قومی و يا زبانی در کشورهايی که اين اقليت ها وجود دارند، دارای اين حق هستند که همراه ديگر آشنايان بطور جمعی يا فردی از زبان فرهنگ و مذهب خود برخوردار بوده و از آنها استفاده کنند.

 

ماده 31 (حق بازی و اوقات فراغت)

1)  حکومت ها حق کودک را برای داشتن بازی، سرگرمی، وقت آسايش و استراحت به رسميت می شناسند. کودک می تواند بطور فعال و آزادانه در امور فرهنگی و هنری در خور سنی خودش، شرکت جويد.

2)  حکومت ها به حق کودک برای فعاليت های هنری و فرهنگی توجه داشته و با اقدام های خود، آنرا پشتيبانی می کنند و امکانات مناسب را برای انجام فعاليت های فرهنگی_ هنری و همچنين اوقات فراغت و سرگرمی کودک فراهم می نمايند.

 

ماده 32 ( ممنوعيت استثمار)

1)  حکومت ها اين حق را به رسميت می شناسند که کودک استثمار اقتصادی نگرديده و به کاری که برای سلامتی جسم يا جان و يا تربيت و تکامل او زيان بخش است، گمارده نشود.

2)  حکومت ها برای تضمين و اجرای اين حق، امکانات مختلف قانونی، اجتماعی، اداری و آموزشی را بکار می برند. حکومت ها برای اين منظور و در هماهنگی با پيمان ها و توافق نامه های بين المللی ديگر، ضمن تعيين سن آغاز اشتغال و تنظيم مدت و شرايط کار کودک، مجازات مختلف همراه محاصره اقتصادی دولت خاطی را بررسی می نمايند.

 

ماده 33 (حمايت در برابر مواد مخدر)

حکومت ها تمامی اقدامات مناسب همراه استفاده از امکانات قانونی، اداری، اجتماعی و آموزشی را بعمل می آورند تا کودک را بر عليه موادی که مطابق اسناد بين المللی بعنوان مواد اعتيادآور و مخدر شناخته شده اند، حمايت نمايند و از بکارگيری غيرمجاز کودکان در توليد و يا توزيع اين مواد جلوگيری می کنند.

 

ماده 34 (حمايت در برابر سوء استفاده جنسی)

حکومت های عضو پيمان، خود را موظف می دانند که کودک را در مقابل هرگونه استثمار سکسی و سوء استفاده جنسی حمايت کنند. حکومت ها برای اين منظور دست به اقداماتی در سطح داخل و خارج از کشور می زنند تا:

الف) کودکان به روابط جنسی غير قانونی و يا اجباری کشانده نشوند.

ب) کودکان در زمينه فاحشه گری مورد استفاده قرار نگيرند.

ج) از کودکان در پورنوگرافی و نمايش های سکسی استفاده نشود.

 

ماده 35 (خريد و فروش انسان)

حکومت های عضو پيمان با بکارگيری تمامی امکانات موجود داخلی و خارجی، منطقه ای و فرامنطقه از سرقت و خريد و فروش کودکان به هر منظوری که باشد، جلوگيری می کنند.

 

ماده 36 (حمايت در برابر انواع ديگر استثمار)

حکومت های عضو پيمان، کودکان را در مقابل انواع استثمار که به شکلی به زيان آنهاست، حمايت می کنند.

 

ماده 37 (ممنوعيت شکنجه، تضمين قانونی در اجرای مجازات)

حکومت ها تضمين می کنند که:

الف) هيچ کودکی مورد شکنجه قرار نگيرد و رفتار غير انسانی و توهين آميز با او نشود. اجرای مجازات اعدام و حبس های طولانی مدت برای کودکان تا قبل از پايان سن هجده سالگی ممنوع است.

ب) توقيف و حبس های غيرقانونی و بر پايه ی تصميم های شخصی، ممنوع است. حکم زندانی شدن برای کودکان مطابق قانونی و بعنوان آخرين امکان و آنهم برای مدتی بسيار کوتاه، صادر می شود.

ج) با هر کودکی که در حبس بسر می برد بايد رفتاری انسانی و بدون تحقير و توهين و متناسب با سن او داشت. اين کودکان را بايد در زندان از بزرگسالان جدا نمود مگر اينکه اين عمل به نفع کودک نباشد. هر کودکی حق دارد با خانواده خود بصورت ملاقات و يا نامه ارتباط داشته باشد، مگر در شرايط فوق العاده استثنايی.

د) هر کودک زندانی حق استفاده از وکيل را برای دفاع از خود دارد و بايد در دادگاه قانونی و ناوابسته که جانبدار دولت، حزب، فرقه يا آيينی نباشد، محاکمه شود. کودک حق دارد به ديگر مراجع صلاحيت دار قانونی در مورد حکم خود شکايت کند و به کار او سريع رسيدگی شود.

 

ماده 38 (حمايت در انجام خدمت وظيفه)

1) حكومت ها وظيفه قانونی دارند كه حتی در شرايط جنگی، قوانين انسانی و مربوط به كودكان را رعايت كنند و بر اجرای آنها نظارت داشته باشند. حكومت ها تضمين می كنند و برای اجرای اين تضمين همه اقدامات ضروری را انجام می دهند كه هيچ كودكی تا قبل از پايان سن پانزده سالگی خود، در جنگ شركت داده نشود.

2) حكومت های عضو پيمان، افرادی را كه هنوز سن پانزده سالگی خود را تمام نكرده اند، به جنگ نمی فرستند و در شرايط اضطراری تنها از افراد نسبتا مسن تر استفاده می كنند.

3) حكومت های عضو پيمان در شرايط جنگی هم تمام اقدامات را برای حمايت كودكان آسيب ديده از جنگ، انجام می دهند.

 

ماده 39 (بازسازی اجتماعی كودكان آسيب ديده)

برای سلامتی روحی، جسمی و اجتماعی كودكی كه قربانی نوعی از بدرفتاری، شكنجه، استثمار يا هر عمل غيرانسانی شده است، حكومت های عضو پيمان همه اقدامات مناسب را انجام می دهند.بازسازی جسمی و روانی بايد در محيط و شرايط مناسب، سلامتی و منزلت كودك را تامين كند.

 

ماده 40 (بازسازی اجتماعی كودكان مجرم)

1) حكومت ها به هر كودكی كه بدنبال دوره حبس يا اتهام وارده آسيب ديده است، كمك و اقدامات لازم را جهت درمان او می نمايند. بطوريكه منزلت او خدشه دار نشده و احترام به حقوق بشر و توانايی او در ايفای نقش مثبت در جامعه با رعايت سنی كه دارد، تقويت شود.

2)   همصدا با ديگر پيمان های بين المللی، حكومت ها تضمين می كنند كه هيچ كودكی با انجام عملی كه در زمان ارتكاب، مطابق قوانين جرم نموده است، مجازات نمی شود و هر كودكی كه بنوعی در مقابل قانون گناه كار شناخته شده و متهم يا مجازات می شود، اين حداقل حقوق را دارد:

الف) تا قبل از اثبات جرم بطور قانونی، بی گناه است.

ب) بلافاصله والدين و يا سرپرست كودك بايد به موضوع اتهام واقف شده و بتوانند از ابزار حقوقی و داشتن وكيل برای دفاع از كودك برخوردار باشند.

ج) دادگاه يا نهاد حقوقی مربوطه بلافاصله به مورد كودك رسيدگی نمايد و در صورتيكه سن و شرايط كودك اجازه دهند و نفع و آسايش كودك مختل نشود، والدين يا سرپرست كودك هم در دادگاه شركت می كنند.

د) كودك را نبايد مجبور كرد كه شهادت داده و يا خود را گناهكار بداند و يا از طريق تماس با شاهدان بر آنها تاثير بگذارد.

ه) هرگاه حكم دادگاه اوليه مبنی بر مجرم شناختن و مجازات كودك بود، بايد دادگاه يا مرجع بالاتری كه جانبدار حكومت، حزب، فرقه يا آيينی نبوده و كاملا ناوابسته باشد، حكم صادره قبلی را بررسی و به شكايت رسيدگی كند.

ی) اگر كودك زبان بازجو را نمی داند، بايد بطور رايگان مترجم در اختيار او گذاشت.و) هيچگاه نبايد محدوده خصوصی كودك و شخصيت او دچار آسيب شود.

3)  دولت ها تلاش می كنند با استفاده از همه امكانات مختلف در جهت بهتر كردن روند دادگاه ها بكوشند وبه كودكان در اين مراكز كمك نمايند؛ بخصوص:

الف) تعيين حداقل سن برای يك كودك كه در صورت ارتكاب جرم، بتوان او را مجرم شناخت.

ب) كوشش برای حل مسايل بدون دخالت دادگاه ولی اكيدا بر پايه رعايت حقوق بشر و قوانين  مدنی.

4)  برای اطمينان از سلامتی جريان حقوقی و اينكه به كودك اجحافی نشود، بايد تداركات زنجيره ای گوناگونی انجام شده يا دردست اجرا باشد مانند: تعيين سرپرست، نظارت و مشاوره آزادی مشروط و مسايل مربوط به قيم، آموزش و پرورش و بسياری نكات روانشناسی و اجتماعی ديگر.

 

ماده 41 (برتری حقوقی برخی از كشورهای دنيا)

اين پيمان نامه تباينی با حقوق كودكان در كشورهای از اين  نظر پيشرفته تر ندارد و در اجرای بهتر احقاق حقوق كودكان دخالتی نمی كند. حقوقی كه برای كودكان مناسب تر هستند و:

الف) جزو قوانين يك حكومت عضو اين پيمان محسوب می شوند.

ب) جزو حقوق ملی و مدنی آن كشور هستند.

 

بخش دوم عهدنامه

 

ماده 42 (معرفی عهدنامه)

حكومت های عضو پيمان خود را موظف می دانند كه مفاد و مصوبات اين پيمان نامه را از راههای گوناگون و موثر در اختيار بزرگسالان و همچنين كودكان قرار دهند تا آنها با اين پيمان نامه آشنا شوند.

 

ماده 43 (كميسيون حقوق كودكان)

1)  كميسيون حقوق كودكان، برای كنترل پيشرفت اموری كه حكومت های عضو پيمان، تضمين آنرا داده اند، تشكيل می شود. اين كميسيون تكاليف و وظايف زير را بر دوش می گيرد.

2)  كميسيون از ده نفر كه از نظر حرفه ای و اخلاقی، كارشناسان بلندپايه هستند تشكيل شده است كه از طرف حكومت های حاضر در اين پيمان نامه و از ميان افراد تابع همان حكومت ها انتخاب می شوند. در تركيب افراد اين كميسيون به پراكندگی جغرافيايی و سيستم حقوقی كشورها توجه می شود.

3)  اعضای كميسيون به روش مخفی از ليست پيشنهادی حكومت های عضو پيمان انتخاب می شوند.هر حكومت می تواند فقط يك نفر از تابعين خودش را پيشنهاد كند.

4)  اولين انتخابات كميسيون حداكثر شش ماه بعد از تصويب اين پيمان نامه برگزار می شود و انتخابات بعدی هر دو سال يكبار انجام می پذيرند. دبيركل بطور كتبی و حداكثر چهارماه قبل از انتخابات، از حكومت های عضو پيمان درخواست می كند كه پيشنهادات خودشان را ظرف دو ماه ارايه دهند. دبيركل بر پايه اين پيشنهادات همه اسامی را برطبق حروف الفبا و ذكر نام حكومت پيشنهاد دهنده تهيه كرده و به اطلاع همه حكومت ها می رساند.

5)  جلسه برای انتخابات كه از طرف دبيركل سازمان ملل اعلام و تشكيل شده است در صورت حضور دوسوم حكومت های عضو پيمان، قدرت تصميم گيری دارد. افراد پيشنهاد شده در ليست كه اكثريت مطلق آرای حاضرين را كسب كنند بعنوان نماينده و كارشناس عضو كميسيون شناخته می شوند.

6)   اعضای كميسيون برای مدت چهارسال انتخاب می شوند و در صورت پيشنهاد مجدد، می توانند دوباره انتخاب شوند. مدت عضويت پنج نفر از اعضای كميسيون كه در بار اول انتخاب شده اند، بعد از دو سال تمام می شود كه نام آنها در قرعه تعيين و بلافاصه بعد از انتخابات اعلام می شود.

7)   در صورت فوت يا استعفای يكی از اعضای كميسيون و يا اگر يك عضو به هر دليلی نتوانست انجام وظيفه كند، حكومتی كه آن عضو را پيشنهاد كرده است از بين تابعين خود، يك كارشناس را معرفی می كند كه با موافقت كميسيون، برای مدت باقی مانده، به عضويت كميسيون درمی آيد.

8)   كميسيون، اصول كار و فعاليت های خود را برنامه ريزی می كند.

9)   كميسيون، هيات مديره خود را برای مدت دو سال انتخاب می كند.

10) جلسات كميسيون معمولا سالی يكبار در محل سازمان ملل يا مكان مناسب ديگری كه كميسيون مشخص كند تشكيل می شود. مدت جلسه با توافق دبيركل سازمان ملل تعيين می گردد.

11)  مكان و نيروی انسانی كه كميسيون برای انجام وظايف خود نياز دارد، از طرف دبيركل سازمان ملل متحد تامين می شود.

12)  به اعضای اين كميسيون با موافقت مجمع عمومی حكومت های عضو اين پيمان نامه، درآمدی تعلق می گيرد كه از محل صندوق سازمان ملل و طبق مقررات آن تامين می شود.

 

ماده 44 (گزارش دهی و گزارش گيری)

1)  حكومت های عضو پيمان موظف هستند كه گزارشات خود را درباره فعاليت ها و اقدامات مربوط به تحقق و پيگيری تصميمات اين پيمان نامه تهيه و تنظيم نموده و ارايه دهند و آنهم:

الف) ظرف دو سال بعد از تصويت اين پيمان نامه برای حكومت های مربوطه.

ب) سپس هر پنج سال يكبار.

2) در گزارشات بايد مشكلا ت اصلی را كه مانع اجرای مصوبات بوده اند، ذكر نموده و تصوير كامل و دقيقی از چگونگی اجرای مصوبات ارايه نمود.

3) محتوای گزارشات حكومتی عرضه شده به كميسيون نبايد در گزارشات بعدی كه مطابق بند (ب) در اصل شماره (6) اين ماده ارايه می گردند، تكرار شوند.

4) كميسيون می تواند از حكومت های مربوطه در مورد اجرای اين پيمان نامه، تحقيق و پرس و جو كند.

5) كميسيون،‌گزارش فعاليت های اقتصادی و اجتماعی خود را هر دو سال يكبار به مجمع عمومی تقديم می كند.

6) حكومت های عضو پيمان، گزارشات ارايه شده را در سرزمين های خود منتشر و به اطلاع مردم می رسانند.

 

ماده 45 (وظايف ارگان های ويژه سازمان ملل)

برای پيشبرد و اجرای قاطع اين پيمان نامه و گسترش همكاری های بين المللی در اين رابطه:

الف) "كارگاه كمك به كودكان" و ديگر سازمان ها و تشكيلات ويژه سازمان ملل،‌ در مسايل مربوط به زمينه كاری خودشان، نماينده سازمان ملل متحد برای اجرای پيمان های بين المللی هستند.كميسيون اگر لازم بداند، می تواند از اين ارگان های ويژه سازمان ملل متحد برای همكاری در زمينه های مربوطه دعوت نموده و ياری دريافت كند.

ب) كميسيون حقوق كودكان در صورت لزوم با ارگان های سازمان ملل تماس گرفته و با درخواست كتبی همراه ارايه گزارش كشورهای طرف قرارداد، از مشاوره فنی و كارشناسی آن ارگان مربوطه كمك می گيرد.

ج) كميسيون می تواند جهت اجرای مفاد مربوط به حقوق كودك، به مجمع عمومی پيشنهاد پرسش و درخواست از دبيركل را بنمايد.

د) كميسيون می تواند بر پايه اطلاعاتی كه طبق ماده 44 و ماده 45 كسب كرده است، پيشنهادات و توصيه های لازم را به حكومت مربوطه داده و مجمع عمومی را هم در جريان بگذارد. 

 

 

بخش سوم عهدنامه

 

ماده 46 (امضاها)

اين پيمان نامه جهت امضا دراختيار همه حكومت های قرار دارد.

 

ماده 47 (تاييد رسمی)

اين پيمان نامه دراختيار دبيركل سازمان ملل متحد گذاشته شده است.

 

ماده 48 (پذيرش اين پيمان نامه)

اين پيمان نامه جهت پذيرش دراختيار همه حكومت ها قرار گرفته و سند توافق هر حكومت بطور ثبت شده و تحت عنوان "پذيرش نامه" در نزد دبيركل می باشد.

 

ماده 49 (قدرت اجرايی)

1)  اين پيمان نامه درست سی روز پس از دريافت بيستمين پذيرش نامه توسط دبيركل سازمان ملل، قدرت اجرايی می يابد.

2)   هرگاه حكومتی بعد از دريافت بيستمين پذيرش نامه به اين پيمان نامه پيوسته و پذيرش نامه را امضا كند، تاريخ قدرت اجرايی برای آن حكومت، سی روز پس از ورود و امضای پذيرش نامه است.

* توضيح: آغاز اعتبار و قدرت اجرايی اين پيمان نامه مطابق اين مصوبه از تاريخ دوم سپتامبر 1990 ميلادی است-م) 

 

ماده 50 (تغييرات)

1)  هر حكومت عضو پيمان می تواند پيشنهاد يك تغيير در اين پيمان نامه را داده و آنرا به دبيركل تسليم كند. دبيركل اين پيشنهاد دريافتی را به اطلاع ساير حكومت های عضو پيمان رسانده و درباره آن نظرخواهی می كند. اگر چهارماه پس از اظهار يك پيشنهاد، حداقل يك سوم حكومت ها با آن پيشنهاد موافق بودند، دبيركل، تشكيل جلسه عمومی را برای طرح آن پيشنهاد اعلام می كند. هر تغييری كه توسط اكثريت حاضرين در جلسه پذيرفته شد، جهت تصويب به مجمع عمومی ابلاغ می شود.

2)  تغيير پذيرفته شده در پيمان نامه پس از تصويب مجمع عمومی و توافق دوسوم اكثريت حكومت ها، قدرت اجرايی دارد.

3)   تغييری كه اعتبار و  قدرت اجرايی يافته است، تنها برای حكومت هايی كه آنرا پذيرفته اند، می تواند پيگرد قانونی داشته باشد.

 

ماده 51 (قيد وشرط)

1)  دبيركل سازمان ملل متحد با تاكيد اعلام می كند؛ هر حكومتی كه هنگام ورود و پذيرش اين پيمان نامه قيد و شرطی بگذارد، با آغوش باز پذيرفته و آنرا به اطلاع ساير حكومت ها می رساند.

2)   قيود و شروطی كه با هدف و منظور اين پيمان نامه منافات دارند، پذيرفته نمی شوند.

3) قيد و شرط ها می توانند از طريق يادداشت كوتاه و تاريخ دار به دبيركل، در هر زمانی پس گرفته شوند. دبيركل، ساير حكومت ها را از آن يادداشت مطلع می كند.

 

ماده 52 (استعفا)

يك حكومت می تواند استعفای خود را از شركت و پذيرش اين پيمان نامه از طريق نامه كتبی به دبيركل اعلام كند. يكسال بعد از دريافت آن نامه توسط دبيركل، استعفا قدرت قانونی دارد.

 

ماده 53 (نگهداری)

دبيركل سازمان ملل متحد به عنوان نگهدارنده و حافظ اين پيمان نامه تعيين می شود.

 

ماده 54 (امانت)

نوشته اصل اين پيمان نامه كه به زبان های عربی، چينی، انگليسی، فرانسوی، روسی و اسپانيايی است و همگی به يك اندازه اعتبار دارند، به رسم امانت، نزد دبيركل سازمان ملل متحد گذاشته شده است

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 22:16  توسط یکی مرد تنها نشسته در آن کنج دنج  | 

دارم دوران نقاهت حاصل از یه تصادوفو سپری می کنم.

تصادف با کی؟

با مامورای لباس پلنگی ای که دو ترکه میشینن رو موتور سیکلت تو خیابونا این ور و اون ور میرن!

کجا؟

تو پیاده رو!!!

چه جوری؟

من خوش شانس رفته بودم جلو دانشگاه واسه خودم کتاب داستان خریده بودم شاد و خوش و خرم تو جاده قدیم شمیران یا همون خیابون کوروش کبیر که الآن اسمش شده شهید دکتر شریعتی از اتوبوس پیاده شدم که از خیابون رد بشم و بیام تو کوچه ها به طرف خونه.

خیابون ترافیک سنگینی داشت . تو وادی خودم بودم و خوشحال از این که پولی رسید و تونسته بودم برم یه رمان بخرم از خیابون گذشتم و اومدم تو پیاده رو.همون جور تو حال و هوای خودم بودم که دیدم کوبیده شدم به پنجره و بعد هم گورووووم خوردم زمین!

داستان از چه قرار بود ؟ این طور بود که این عربهای (معلوم نیست لبنانی یا فلسطینی) فلان فلان شده! دیده بودن تو خیابون ترافیکه با سرعت زیاد میپیچن تو پیاده رو و موتور رو نمی تونن کنترل کنن میزنن به من و خودشون رو موتور یه خورده تلو تلو میخورنو خودشونو جمع می کننو چهارتا کلمه به عربی داد و بیداد میکنن سرم و مثل آدمهای طلبکار بدون این که حالا وایسن و ببینن من طوریم شده یا نه میرن پی کارشون!!!

حالا من به چه پنجره ای کوبیده شدم؟

به پنجره ساختمون بانک ملی!!!

مامور حفاظت بانک میپره بیرونو میاد سروقت من و شروع میکنه به سین جیم کردن که تو کی هستی و خونت کجاست و برای چی این کارو کردی؟...

خلاصم من بد بخت رو با اون حال خراب و شوک میکشه میبره پیش رئیس بانک ومجبورم میکنه ماجرا  رو به اون هم شرح بدم و بعد کار به جایی میکشه که میگن باید شاهد بیاری یا نمره موتورو بدی.من که چشم و چال درستی ندارم گفتم نمره رو ندیدم.گفتم شاید کیوسکی روزنامه فروش که بیست قدم اون ور تر از بانکه دیده باشه!

رفتن سر وقتش و خوش بختانه دیده بود.من رو هم میشناخت چون هر روز ازش یه روزنامه واسه خودم میخرم

خلاصه یارو منو که میشناخت رئیس بانکم که میشناخت و جوونمردی کردو ما رو ازاین مخمصه نجات دادو لنگان لنگان با کمک یه عابر که بامن به طور اتفاقی هم مسیر بود زیر بغلمو گرفت و منو به خونه رسوند

حالا این که حادثه بود که برام پیش اومد ولی منی که همیشه با تیپ کلاسیک بیرون راه میرم و قاعدتا پلیس( در انواع و اقسامش) نباید با من کاری داشته باشن و هیچ وقت هم ندارن ولی هر وقت باهاشون روبه رو میشم و میبینمشون به جای این که احساس امنیت بکنم تن رعشه میگیرم!!!

چرا؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 0:46  توسط یکی مرد تنها نشسته در آن کنج دنج  | 

امروز یه خبر شنیدم که مغزم واقعا سوت کشید!!!

کانال ورزش رادیو ایران اعلام کرد که در جریان بازی فوتبال بین تیمهای پرسپولیس و سپاهان اصفهان که اخیرا در ورزشگاه فولاد شهر در نزدیکی اصفهان انجام شد ، تماشاگری که هویت اش مشخص نیست نارنجکی دستی به سمت زمین بازی پرتاب می کند که این نارنجک به پیشانی یک سرباز نوزده ساله اهل دهات بختیاری که فقط یک ماه است به خدمت اعزام شده برخورد می کند.

این سرباز هم اکنون در بیمارستانی در شهر اصفهان بستریست و حال و روز وی وخیم اعلام شده و گفته شده که اگر این سرباز زنده بماند از هر دو چشم کور خواهد بود!

قضاوت با شماست آیا واقعا این قدر که در رادیو تلوزیون و روزنامه های ورزشی تبلیغ می شود که مردم ایران با فرهنگ ترین و بهترین تماشا گران دنیا هستند ، چنین است؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 21:14  توسط یکی مرد تنها نشسته در آن کنج دنج  | 

هر آنچه كه در "گذشته" اتفاق افتاده است را جبر ميناميم يعني اگر به گذشته بنگريم به سادگي در مي يابيم كه هر آنچه در گذشته رخ نموده و انجام شده است غير قابل تغيير و عوض ناشدني است، با اين نگاه به گذشته با تفكر يعني مرور، مقايسه و جستجو در اطلاعاتي كه از "گذشته" در ذهن ما ذخيره است ميتوان قانون، منطق و قوانين حاكم بر حوادث را فهميد و دلايل رخداد ها را درك نمود.

اين منطق و قوانين همان جبري است كه ما مي پنداريم جهان بر اساس آن در حال تغيير است و از اين منطق و قانون گريزي نيست و بدين سبب "گذشته" ناگزير است و جبر - در حقيقت شده است آنچه كه مي بايست.

بديهي است كه ما قدرت تغيير جبر را نداريم و در حقيقت غير ممكن است كه بتوان جبر را تغيير داد ( چه در آنصورت اختيار ميباشد و نه جبر!).

به بيان ساده تر گذشته چيزي نيست مگر اطلاعاتي ذخيره شده در يك حافظه ( چه يك كتاب، نقاشي، رايانه ويا ذهن بشري ) و به ديگر سخن تاريخ و گذشته چيزي نيست جز بياد آوردن و به خاطر آوردن اطلاعاتي كه در حافظه و ذهن وجود دارد، وهمانگونه كه در مطلب " ذهن مشترك" آمد اين ياد و خاطره و در حقيقت "گذشته"، ميتواند بصورت كتاب، فيلم، اينترنت و... در فضاي ذهن مشترك بشري موجود باشد و تنها محدود به فضاي ذهني انسان نيست، مي شود آنرا بازخواني، بازشنود و بازبيني كرد، در حقيقت آنها را مرور نمود.

يك صداي ضبط شده بر يك حافظه ( خواه نوارصوتي، صفحه گرامافون، سي دي (CD)، حافظه رايانه يا اينترنت و ... ) كه ما آنرا مي شنويم تنها اطلاعاتي است ثبت شده، كه "در گذشته" ميباشد، مي توان آنرا ثبت و ضبط كرد و به آن فكر نمود و به خاطر آورد اما نمي تواند واقع وعملي گردد، چه به محض وقوع و به عمل در آمدن ديگر نه گذشته كه "حا ل" ميباشد.

در حقيقت گذشته جز خاطره اي بيش نيست و اين خود جبر است.

لازم به توضيح است كه در مطلب بالا كلمه گذشته هيچگاه با قيد زمان همراه نبوده است، يعني سخن از "گذشته" در مطلب بالا با زمان گذشته متفاوت ميباشد

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 22:30  توسط یکی مرد تنها نشسته در آن کنج دنج  | 
این روز شنبه پیش روز پر کاری واسه موبایلم بود

انواع و اقسام شعر و حدیث و تبریک عید غدیرو....

جالب اینجاست که ما واقعا چقدر هم به این چیزا اعتقاد داریم که همین طور کورور کورو برامون از غیب میرسه!!!

هر ننه قمری ور میداره یه چیزی از خودش مینویسه و برا ۵۰ نفر از فون بوکش بدون این که ببینه کی ان و چی ان و فکرشون چیه همین جوری میفرستن از دم میره!

یکی از این بندگان خدا رو مظلوم گیر آوردم!

طرف تو عمرش از نظر مذهبیون گناهی نبود که نکرده باشه!

جنوب شهر مغازه لباس فروشی باز کرده بود پشت دخل هم تشک رو زمین پهن و آماده کرده بود واسه دخترای بیچاره ای که بیان بخورن به تورش و پول خرید مانتو یا کیف رو نداشته باشنو برن رو تشک دراز بکشن!

باباش هم که خرش به شدت تو دستگاه میرفت و با وجود قیافه ای با یه من ریش هر شب با دو تا پسراش میشست براندی می خورد و الی ماشاء الله...

طرف با وقاحت تمام هم میومد همه اینا رو واسه من با آب و تاب تعریف میکرد

آقا و خانومی که شما باشین دیدیم تو یکی از این تکست ها آقا اومده کلی راجع به علی داستان و مدح نوشته و عید غدیرو تبریک گفته و آخرش هم نام فامیلش رو به جای امضا گذاشته پاش!

من ۲ تا تکست براش فرستادم

گفتم دریا باشی یا دریاچه یا حتا یه برکه کوچیک فرقی نمیکنه اگه زلال باشی آسمان در تو پیداست

و گفتم

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند!

امان از این آدمهای مزور و نون به نرخ روز خور!
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:24  توسط یکی مرد تنها نشسته در آن کنج دنج  |