تبليغاتX
خود را بشناس!!! - روشن فکر
دل و فکر میگویندو قلم می نویسد
پنجشنبه پیش رفتم سروقت کیوسک روزنامه فروشی سر کوچه که روزنامه اعتماد بخرم.

اعتمادو موکول کردم فقط به پنجشنبه ها چون وسع مالی ندارم که ماهی ۳ ۴ هزار تومن پول روزنامه بدم ضمنا پنجشنبه ها ضمیمه هم داره که خوب بد نیست

۳۰۰ تومن اسکناس تیکه پاره رو درآوردم دادم به یارو

بایه قیافه حق به جانب برگش گفت ۵۰۰ تومن! بعد بهم خیره شد...

برق از سه فازم پرید ولی پولو بهش دادم.بهم گفت اولین نفری هستی که داری امروز اعتماد میخری.۵ ۶ نفر اومدن قیمتو که شنیدن روزنامه رو پس گذاشتن.

تو شوک بودم.تاحالا ۵۰۰ تومن پای روزنامه نداده بودم لبخند تلخی زدمو تشکر کردمو رفتم.

داشتم پیش خودم فکر میکردم که روشن فکر بودنو دوست دارم منتها باید مواظب باشم باد کلاهمو نبره!!!

حتی پنجشنبه ها!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:44  توسط یکی مرد تنها نشسته در آن کنج دنج  |